تبلیغات
بصیرت آخرالزمانی
مطلبی هم راجع به علم عرض بكنم و بحث را خاتمه بدهم. این هم مطلبی است كه از آیات و روایات خود ما استفاده می شود و اینها را ما باید در فصول تعلیم و تربیت اسلامی ذكر كنیم. این تعبیر در یكی از نوشته های خودم- فكر می كنم در كتاب امدادهای غیبی- است كه فرق است میان عالم بودن و روح علمی داشتن. ای بسا افرادی كه روح علمی دارند ولی عالم نیستند و ای بسا كسانی كه عالمند و روح علمی ندارند. عالم واقعی آن كسی است كه روح علمی توأم باشد با علمش. مقصود از روح علمی چیست؟ مقصود این است: علم اساسا از غریزه حقیقت جویی سرچشمه می گیرد.
خداوند انسان را حقیقت طلب آفریده است؛ یعنی انسان می خواهد حقایق را آنچنان كه هستند بفهمد، می خواهد اشیاء را همان طور كه هستند بشناسد و درك كند، و این فرع بر این است كه انسان خودش را نسبت به حقایق بی طرف و بی غرض نگاه دارد. اگر انسان خودش را بی غرض نگاه دارد و بخواهد حقیقت را آنچنان كه هست كشف كند نه اینكه بخواهد حقیقت آن طوری باشد كه او دلش می خواهد، [در این صورت او دارای روح علمی است. ] یك وقت(مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 713)انسان مدّعایی را پیش خودش فرض كرده، بعد می خواهد حقیقت آن جوری باشد كه او دلش می خواهد. این خودش منشأ گمراهی است. در آیات سوره نجم این مطلب هست كه یكی از منشأهای گمراهی افراد این است كه هوای نفس را [در تشخیص خود] دخالت می دهند و در نتیجه با ذهن غرض آلود وارد مطالعه مسائل می شوند. گفت:چون غرض آمد هنر پوشیده شد***صد حجاب از دل به سوی دیده شد
 «غرض مرد را احوَل كند» . انسان اگر بی غرضی خودش را نسبت به حقیقت حفظ كند- كه بسیار كار مشكلی است- خداوند او را هدایت می كند. خدا تضمین كرده است كه افراد بی غرضِ حقیقت جو را رهبری كند: وَ اَلَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اَللّهَ لَمَعَ اَلْمُحْسِنِینَ [1]. اصلاً روح علمی همین است. روح علمی یعنی روح حقیقت جویی، روح بی غرضی و طبعا روح بی تعصبی، روح خالی از جمود و روح خالی از غرور. وقتی انسان روایات زیادی را كه در موضوع علم وارد شده است مطالعه می كند، می بیند چقدر تكیه شده است روی این مطلب كه یك عالم نباید تعصب داشته باشد، نباید جمود داشته باشد، نباید تجزّم داشته باشد كه هرچه من تشخیص دادم لیس الاّ و فقط همین است.
یك عالم نباید غرور داشته باشد و خیال كند آنچه كه او دارد تمام علم همان است، بلكه باید به اصل «وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ اَلْعِلْمِ إِلاّ قَلِیلاً [2]» مخصوصا توجه داشته باشد كه آنچه ما از حقیقت می دانیم بسیار كم است. نتیجه این است كه آن كه روح علمی دارد، از دلیل به مدّعا می رود. طلبه ها می گویند: نَحْنُ اَبْناءُ الدَّلیلِ [3]، نَمیلُ حَیْثُ یَمیلُ ما فرزند دلیل هستیم، هرجا دلیل برود دنبال آن می رویم. دلیل، او را به سوی مدّعا می كشاند. ولی نقطه مقابل این است كه انسان از مدّعا به دلیل می رود؛ یعنی اول مدّعا را انتخاب می كند، بعد می رود برای آن دلیل پیدا كند. طبعا آن(مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 714)دلیلهای پیداكردنی، دلیلهای ساختگی و تراشیدنی است و دلیل تراشیدنی دیگر دلیل واقعی نیست و منشأ گمراهی انسان می شود.
 عالمهای بزرگ كه روح علمی دارند، غرورشان خیلی كمتر است- و یا ندارند- نسبت به افراد كم بضاعتی كه روح علمی ندارند و چهار كلمه ای می دانند و خیال می كنند كه تمام علم همین است. در حدیثی هست كه: اَلْعِلْمُ عَلی ثَلاثَةِ اَشْبارٍ یعنی علم سه وجب است یا سه قطعه است یا سه مرحله است، اِذا وَصَلَ اِلَی الشِّبْرِ الاَْوَّلِ تَكَبَّرَ در مرحله اول تكبر به انسان دست می دهد، خیال می كند كه دیگر تمام حقایق عالم را می داند، وَ اِذا وَصَلَ اِلَی الشِّبْرِ الثّانی تَواضَعَ در مرحله دوم می فهمد كه نه، این طور هم نیست، می آید پایین و كوچك می شود، وَ اِذا وَصَلَ اِلَی الشِّبْرِ الثّالِثِ عَلِمَ اَنَّهُ لایَعْلَمُ شَیْئا و در مرحله سوم می فهمد كه نسبت به آنچه باید بداند هیچ نمی داند. بنابراین در تعلیم و تربیت باید به متعلّم روح علمی داد؛ یعنی نباید توجه فقط به این باشد كه او دانا بشود، بلكه همچنین باید كاری كرد كه روح حقیقت جویی (و عاری از بیماریهایی كه انسان را از حالت حقیقت جویی منحرف می كند یعنی تعصبها، جمودها، غرورها و تكبرها) در او پدید آید. اینها را باید دور كرد تا متعلّم با روح علمی بار بیاید.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج22، ص: 715

[1] - . عنكبوت/69 [و كسانی را كه در راه ما تلاش كنند، به راههای خودمان هدایت می كنیم و خدا با نیكوكاران است. ]
[2] - . اسراء/85
[3] - . البته این ادعاست. حالا كی چنین باشد و كی نباشد با خداست.



برچسب ها : شهید مطهری , روح علمی از نظر شهید مطهری , روح علمی - شهید مطهری , روح حقیقت جویی , روح خالی از جمود , روح خالی از غرور , روح بی غرضی ,

سید جواد حسینی

برخورد شدید امام صادق علیه السلام با غلات

ای سدیر! گوشم، چشمم، مویم، پوستم، گوشتم و خونم از آنها بیزار است. خدا و رسولش(ص) (نیز) از آنها بیزار است. اینها بر دین من و دین پدرانم نیستند و خدا من و آنها را روزی جمع نمی كند، مگر اینكه بر آنها خشمناك است.

در اثبات و تثبیت امامت فقط بیان مذهب صحیح در این زمینه كافی نیست؛ بلكه لازم است با خطوط انحرافی، خصوصاً افراطیون برخورد شدیدتری صورت گیرد. حضرت صادق(ع) در تثبیت امر امامت شدیداً به این مسئله توجّه داشت و با غلات ـ كه یكی از گمراه ترین گروه ها در امر امامت است ـ به شدّت برخورد می فرمود؛ چرا كه آنها امام را از حدّ امامت خارج نموده، مرتبة خدایی به ایشان می دادند. به این نمونه ها توجه كنید!
1. امام صادق(ع) به «سدیر»1 دربارة غلات فرمود: «یَا سَدِیرُ سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی مِنْ هَؤُلَاءِ بَرَاءٌ وَ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ رَسُولُهُ مَا هَؤُلَاءِ عَلَى دِینِی وَ لَا عَلَى دِینِ آبَائِی وَ اللَّهِ لَا یَجْمَعُنِی اللَّهُ وَ إِیَّاهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَیْهِم ؛2 ای سدیر! گوشم، چشمم، مویم، پوستم، گوشتم و خونم از آنها بیزار است. خدا و رسولش(ص) (نیز) از آنها بیزار است. اینها بر دین من و دین پدرانم نیستند و خدا من و آنها را روزی جمع نمی كند، مگر اینكه بر آنها خشمناك است.»

ادامه مطلب را کلیک کنید




برچسب ها : برخورد با غلات , غلات , امام صادق , ذی طوی , سایت ذی طوی , غلات و توبیخ آنها , غلات و رد آنها ,

صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ]








نظام تمدن نوین اسلامی