تبلیغات
بصیرت آخرالزمانی

رذایل اخلاقی

طغیان

خداوند متعال دست به خلق موجودی زد که پر بود از تضاد و تناقض، و خواست که این موجود را خلیفه ی خود بر زمین قرار دهد. تضاد موجود در این این مخلوق، به قدری شدید و مهم بود که ملائکه را به اعتراض واداشت که: «أَتجَْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِكُ الدِّمَاءَ»

خداوند متعال دست به خلق موجودی زد که پر بود از تضاد و تناقض، و خواست که این موجود را خلیفه ی خود بر زمین قرار دهد. تضاد موجود در این این مخلوق، به قدری شدید و مهم بود که ملائکه را به اعتراض واداشت که: «أَتجَْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِكُ الدِّمَاءَ»(1) (آیا در زمین کسی را قرار می دهی که در آن فساد می کند و دست به خونریزی می زند؟)


ادامه مطلب را کلیک کنید




برچسب ها : تجاوز از حدود , تجاوز از حدود دیگران , تجاوز از حدود محیط زیست , تجاوز از حدود اشیاء , سرکشی , تجاوز , طغیان ,

دسته بندی : مقالات اخلاقی ,


عظمت و اعمال شب آخر ماه مبارک رمضان

جبرئیل بنقل از اسرافیل و او از پروردگار متعال میگوید که : او سرش را از سجده برنمى دارد مگر این كه خداوند او را آمرزیده ، ماه رمضان را از او قبول نموده و از گناهش ‍ مى گذرد، گرچه هفتاد گناه انجام داده باشد كه هر كدام از آنان بزرگتر از گناهان بندگان باشد

اعمال مهمى در این شب براى اهل بیدارى وجود دارد از قبیل :

عملى براى قبول شدن اعمال ماه رمضان

1- براى قبول شدن اعمال ماه رمضان این عمل وارد شده است : عمل شریفى كه سید (قدس سره ) آن را در ((اقبال )) از ((جعفر بن محمد الدوریستى )) از كتاب ((حسنى )) از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت كرده است كه فرمودند:

((كسى كه در شب آخر ماه رمضان ده ركعت نماز بجا آورد؛ در هر ركعت یك بار فاتحة الكتاب و ده بار قل هو الله احد بخواند و در سجده و ركوع خود ده بار بگوید: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر و در هر دو ركعت یك بار تشهد خوانده و سپس سلام بدهد؛ و در پایان ده ركعت نماز بعد از سلام دادن صد بار (استغفر الله ) بگوید و هنگامى كه از استغفار فارغ شد سجده كند و در سجده بگوید: یا حى یا قیوم یا ذوالجلال و الاكرام یا رحمن الدنیا و الاخره و رحیمهما، یا اله الاولین و الاخرین اغفر لنا ذنوبنا، و تقبل منا صلواتنا، و صیامنا و قیامنا قسم به كسى كه مرا بحق به پیامبرى برانگیخت ، جبرئیل بنقل از اسرافیل و او از پروردگار متعال به من خبر داد كه : او سرش را از سجده برنمى دارد مگر این كه خداوند او را آمرزیده ، ماه رمضان را از او قبول نموده و از گناهش ‍ مى گذرد، گرچه هفتاد گناه انجام داده باشد كه هر كدام از آنان بزرگتر از گناهان بندگان باشد؛ و از تمام اهالى منطقه اى كه در آن است قبول مى كند تا این كه فرمود: این هدیه ، مخصوص من و مردان و زنان امتم مى باشد و خداوند متعال آن را به هیچكدام از پیامبران و مردم قبل از من نداده است .))

مؤ منى كه در پى اصلاح مردم بوده و بهره اى از رحمت خداوندى دارد، باید این نماز را بخاطر خیر زیادى كه براى بندگان خدا دارد بخواند. عالمى كه در طول ماه براى هدایت مردم و اصلاح اعمال آنان در جایگاه وعظ نشسته بود چگونه مى تواند نسبت به این عمل جزئى كه حتى باندازه یك جلسه وعظ نیز زحمت ندارد بى تفاوت باشد در حالى كه بخوبى مى داند كه موعظه هاى او براى تمامى كسانى كه در مجلس وعظ او حضور پیدا مى كنند سودمند نیست ؛ چه رسد به اهل منطقه اش كه ممكن است گاهى جمعیت آن به چند میلیون نفر برسد. و نیز فایده وعظ براى آنان یك دهم فایده آمرزش و قبول تمامى اعمال این ماه كه در روایت آمده نیست .

اگر كسى بگوید كه روایت قطعى نیست . در جواب او باید گفت : با تمسك به ((روایات تسامح )) این مشكل حل مى گردد. و اگر باز بگوید: فرض كن ((روایات تسامح )) این روایات را مانند روایات قطعى گردانید، ولى از كجا یقین كنیم كه این عمل قبول مى گردد تا به فایده مذكور یقین پیدا كنیم ؟ در جواب مى گوییم : این اشكال در وعظ نیز موجود است ؛ در حالى كه این مشكل در این عمل كمتر از وعظ مى باشد. زیرا اصلاح نیت در وعظ از چند جهت مشكلتر از اصلاح نیت در عبادت است . كه واضحترین آن همین است كه وعظ مناسب با دوستى مقام است ؛ همچنین وعظ فقط در میان جمعیت كثیرى از مردم امكان پذیر است كه موجب مشكل شدن اصلاح نیت مى گردد.

عملى از امام زین العابدین (علیه السلام ) در این شب

2- از كارهاى مهم مطالعه مطالب و كارهایى است كه از امام زین العابدین (علیه السلام ) در این شب نقل شده و اندیشیدن در مقام ، عبادت ، تلاش زیاد و عمل اوست . آنگاه ببیند كه خود با این بدحالى ، مقام پست و كوتاهى در عبادت پروردگارش ، چه باید بكند.

سید ما ((قدس سره )) در كتاب اقبال از شیخ ابى محمد هارون بن موسى التلعكبرى (ره ) و او از محمد بن عجلان نقل كرده است كه گفت : از امام صادق (علیه السلام ) شنیدم كه مى فرمود: ((هنگامى كه ماه رمضان مى آمد على بن الحسین (علیه السلام) هیچ غلام و كنیزى را نمى زند و اگر گناهى از آنان سر مى زد، آنان را مجازات نمى كرد و فقط پیش خود در كاغذى مى نوشت فلان كنیز روزى چنین و چنان كرد و تأدیب آنان را تا آخرین شب ماه رمضان به تاءخیر مى انداخت و در این شب آنان را مى طلبید و گرد خود جمع مى كرد.

 آنگاه نوشته خود را آشكار كرده و مى فرمود: فلانى ! چنین و چنان كردى و تو را تاءدیب نكردم آیا این مطلب را بخاطر دارى ؟ مى گفت : بله فرزند رسول خدا! تا از تمامى آنها اقرار مى گرفت . سپس در وسط آنان ایستاده و به آنان مى فرمود: با صداى بلند بگویید: على بن الحسین ! پروردگارت تمام اعمال تو را ثبت نموده است ؛ همانگونه كه تو تمام كارهاى ما را نوشتى . و او نوشته هایى دارد كه حقیقتهایى را كه بزیان تو است ، مى گوید و تمام گناهان كوچك و بزرگ تو را مى نویسد؛ همانگونه كه تو نوشته هایى دارى كه حقیقتهایى را كه بزیان ماست مى گوید و تمام كارهاى كوچك و بزرگ ما را نوشته است . هر عملى را كه انجام داده اى در پیشگاه او حاضر مى یابى ؛ همانگونه كه ما تمام كارهایمان را نزد تو حاضر یافتیم . پس عفو كن و نادیده بگیر، همانطور كه از سلطان مى خواهى تو را عفو كند.

اگر از ما در گذرى ، او را با گذشت ، مهربان و بخشنده خواهى یافت . و پروردگارت به هیچ كس ظلم نمى كند. پس على بن الحسین ! مقام پست خود را در پیشگاه پروردگار حكیم و عادلى كه به اندازه دانه خردلى ستم نمى كند در نظر داشته باش . كه اگر باندازه وزن ذره خردلى باشد خداوند آن را مى آورد و فقط خداوند را شاهد و حسابرس بدان . گذشت كن و ندیده بگیر؛ تا پادشاه نیز از تو نیز بگذرد و ندیده بگیرد. خداوند مى فرماید: ((باید گذشت كنند و ندیده بگیرند، آیا دوست ندارید خداوند گناهان شما را ببخشد.))


این كلمات را خطاب به خود مى گفت و به آنان یاد مى داد و آنان با او مى گفتند. و در حالى كه بین آنان ایستاده بود گریه مى كرد و مى گفت : پروردگار ما! ما را امر كردى كه از كسى كه به ما ستم روا داشته در گذریم .

 ما به خود ظلم كردیم و همانگونه كه فرمودى از كسانى كه به ما ظلم كردند گذشتیم . پس ما را عفو فرما. زیرا تو از ما و كسانى كه آنان را به عفو امر فرمودى ، به آن سزاوارتریم . و امر فرمودى گدا را از در خانه هاى خود رد نكنید و اكنون در حالى كه گدایان و فقیرانى هستیم به سوى تو آمده و در آستانه و درت اقامت گزیده و بخشش ، احسان و نیكى تو را خواهانیم . بدین وسیله بر ما منت گذار و ما را ناامید مگردان ؛ زیرا تو از ما و كسانى كه به این كار امر شده اند، به این مطلب شایسته ترى . خداى من ! اكرام نمودى . بنابراین مرا كه از گدایان تو هستم اكرام كن . و با بخشش ، نیكى نمودى پس مرا از عطایاى خود بهره مند ساز.

آنگاه به آنان رو كرده و مى گفت : و شما را عفو كردم آیا شما نیز از من و بدرفتاریم مى گذرید؟ من پادشاه بد، پست ستمكار، و مملوك پادشاهى كریم ، باسخاوت ، عادل ، نیكى كننده و بخشنده ام . آنگاه آنان مى گفتند: آقاى ما! تو و بدیهایت را عفو كردیم .

سپس به آنها مى فرمود: بگویید: خداوندا! از على بن الحسین در گذر همانگونه كه ما را عفو كرد. و او را از آتش رها كن همانگونه كه ما را از بردگى خارج كرد؛ آنان نیز همین را مى گفتند. آنگاه مى گفت : خداوندا! آمین ، پروردگار جهانیان ! بروید من شما را عفو و شما را آزاد كردم به امید گذشت از خود و رهایى خودم . و آنان را آزاد مى كرد. هنگامى كه روز فطر فرا رسید عطایایى به آنان عنایت نموده تا محفوظ مانده و از مردم بى نیاز شوند. و سالى نبود كه در شب آخر ماه رمضان حدود بیست نفر را آزاد نكند.

و مى فرمود: خداوند متعال در هر شب ماه رمضان هفتاد میلیون نفر را از آتش رها مى كند كه همگى سزاوار آتش هستند. و هنگامى كه شب آخر ماه رمضان فرا رسد بتعداد همه كسانى كه در این ماه رها نموده است نجات مى دهد. و من دوست دارم خداوند مرا ببیند كه به امید نجات خودم از آتش ، عده اى از كسانى كه مالك هستند در سراى دنیا در راه خدا آزاد مى نمایم . هیچگاه خادمى را بیش از یك سال كامل به خدمت نگرفت . زیرا اگر برده را در اول یا وسط سال مى خرید در شب فطر آزاد مى كرد و عده دیگرى را در سال بعد مى خرید و سپس آزاد مى نمود. و تا زمانى كه به خداوند ملحق شد همینگونه بود. و نیز در حالى كه هیچ نیازى به سیاه پوستان نداشت تا با خریدن آنان نیازش را بر آورده سازد، آنان را مى خرید و هنگام بازگشت از عرفات دستور مى داد آنان را از بردگى آزاد نموده و اموالى به آنان ببخشند.))

اگر بتواند، باید خود را شبیه به امامش گردانیده و در شكل این عمل بزرگ به او اقتدا نماید كه این كار گواراى او باد. و اگر نمى تواند حتما باندازه اى كه مى تواند آن را انجام بدهد. و كمترین كارى كه در این جهت مى تواند انجام بدهد این است كه ستمهایى كه زن ، فرزند، خدمتكار و اجیرش ‍ نسبت به او روا مى دارند را ثبت كرده و در شب آخر ماه رمضان از آنان گذشت نماید. و بهتر است آنچه را كه ثبت كرده است یك یك گفته و با پروردگار خود مناجات نماید و بگوید: خداوندا! فلان بنده ات در فلان مورد به من ظلم كرد و من صبر كردم و... آنگاه بگوید: خدایا! مى دانى به من ظلم كردند و فقط به خاطر ترس از تو از آنان انتقام نگرفتم . باین امید كه تو نیز عذاب خود را از من باز دارى . بندگانت را امر به عفو نمودى . پس آنان را از عفو خود محروم مفرما كه شما به عفو شایسته تر از كسانى هستى كه آنان را به عفو دستور دادى .

خدایا! به من توفیق دادى كه كسانى را كه به من ستم كردند ببخشم و بدین وسیله بر من منت گذاشتى . پس مرا از عفوت محروم مفرما. زیرا منت تو بجهت گذشت من از دیگران ، بزرگتر از منت گذشت تو از من مى باشد. و بخاطر این منت بزرگ آن منت كوچك را هم نصیبم بفرما. خداوندا! بنده ، مالك حقیقى نیست و حق مال مالك اوست . پس كسى كه به من ستم كند حق تو را از بین برده و هنگامى كه امر فرمودى كه او را عفو نمایم در حقیقت تو او را عفو نمودى . پس آنگاه كه او را عفو مى نمایى از من نیز درگذر.

خداوندا! دستور دادى كسى را كه به ما تحیت و درود مى فرستد بهتر از او جواب گوییم و اكنون پاسخ بهتر این است كه در مقابل این عمل من كه بخاطر رضاى تو از كسانى كه به من ظلم نمودند گذشتم مرا با آتش ‍ نسوزانى و در مقابل امید من به عفو فراوان و فضلت بعد از عفو، گناهانم را به چند برابر نیكى تبدیل نموده و بدین وسیله من را به درجات بلندى رسانیده و امیدم را ناامید نگردانى .

آثار این عمل

گرچه صرف قصد این مطالب در دل مؤ ثر است ولى گفتن تمامى آن و انجام آن با اعضاى بدن اثرات مخصوصى دارد از قبیل:

الف- همانگونه كه عمل قلبى عبادتى قلبى محسوب مى شود، همانطور نیز انجام آن با اعضاى بدن عبادتى بدنى محسوب مى گردد.

ب- این عمل باعث تاءثیر خاص و رقتى در قلب مى شود كه عمل قلبى بتنهایى این اثر را ندارد. و نیز باعث انجام عملى دیگر مى گردد كه او نیز مؤ ثر بوده و بدین ترتیب فیض ادامه پیدا مى كند.

ج- اكتفا نكردن به كفار، بلكه انجام آن با اعضاى بدن ، باعث تاءثیر گذاشتن بر دیگران و الگو گرفتن آنان و رواج این سنت نیكو در میان جامعه مى شود. بهمین جهت اگر امام (علیه السلام ) فقط به عبادت قلبى اكتفا مى فرمودند این مطلب به ما نمى رسید و نمى توانستیم به آن عمل كنیم . و بطور كلى اعضاى بدن نیز بهره اى از نور عمل داشته و انجام عمل با اعضاى بدن باعث ایجاد نور دیگرى در قلب علاوه بر نور عمل قلبى آن مى گردد.

محاسبه نفس

3 - از كارهاى مهم این است كه مانند شریكى كه در پایان كار با شریك خود تسویه حساب مى كند، از نفس خود حساب كشیده ، و سرمایه خود را كه همان عمر، ایمان و بركات ماه رمضان و نورهاى آن مى باشد را در نظر آورد؛ و ببینید آیا ایمان او به خدا، رسول ، كتاب و حجتهاى او و روز قیامت بیشتر شده است یا نه ؟

اخلاق او كه از این معارف سرچشمه گرفته ، چگونه است ؟ خوف و رجا، صبر، زهد، خلوت نمودن براى ذكر خدا و تفكرى كه باعث انس است ، شناختى كه محبت را بدنبال داشته و محبتى كه به رضایت ، تسلیم و توحید منجر شود، شرح صدر ناشى از نور شناخت در دیدن غیب و گشادگى قلب او در تحمل بلاها و حفظ اسرار، تا چه اندازه اى است ؟ چگونه در ((سراى فریب )) آرام نگرفته و به ((سراى جاوید)) بازگشت كرده است ؟ آیا ماه رمضان و اعمال این ماه تاءثیرى در این امور داشته است یا نه ؟


در مورد افعال و حركتهاى اعضاى بدنش بیندیشد. آیا همانگونه باقى مانده یا در این مورد بیشتر به احكام الهى توجه نموده است؟

بخصوص ‍ نسبت به حركتهاى زبانش هنگام سخن گفتن در مورد آنچه به او مربوط نبوده ، سخنان باطل ، دروغ ، غیبت ، تهمت ، تعرض به آبروى مؤ منین ، فحش ، اذیت ، و غیره . اگر ببینید كه تمام این موارد همانطور كه بوده باقى مانده ، باید بداند كه این مطلب ناشى از كارهاى بد او در این ماه پربركت بوده و تاریكى گناهانش بر نورهاى این شهر درخشان و روشنى بخش ‍ فائق آمده است . زیرا ممكن نیست كه نورهاى ماه رمضان ، شبهاى قدر و این دعاهاى گرانقدر قلب او را روشن كند ولى باز هم به گناه سابق خود ادامه دهد.

كسى كه چنین ضررى كرده است ، باید از خطر دعاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) بترسد؛ آنجا كه مى فرماید:

((خداوند كسى را كه از ماه رمضان خارج شود و آمرزیده نشود نیامرزد.)) زیرا یكى از سخت ترین مصیبتها و بزرگترین بلاها همین است . باید با یارى خدا، پناه آوردن به رحمت و رفتن به درگاه او - و در حالى كه با زبان حال مى گوید: ((اى كسى كه به داد بیچاره مى رسى هنگامى كه تو را بخواند و گرفتارى او را برطرف مى نمایى !)) خود را اصلاح نموده ، بر گناهان خود گریسته و آثار این اعتراف صادقانه را در خود هویدا سازد و با زبان حال بگوید: ((هیچ خدایى بجز تو نیست تنزیه مى كنم تو را و منم كه ستمكارم .))

یكى از نشانه هاى اصلاح حال داشتن علامت گناهكاران و ترس آنان و آمرزش خواستن از خداى متعال باندازه گناهان مى باشد. و اگر نفس او كه عبادت به تنبلى نموده است ، نتواند او را براى بجا آوردن حق استغفار یارى كند، باید از درى كه شیطان از آن در وارد شد و به مراد خود رسید كه همان در ناامید نشدن است بر خداوند وارد شود. و بالاخره باید در آخر ماه تمام چیزهایى را كه از دین خود ضایع كرده جبران نماید؛ تا براى روز عید و دیدار با خداوند در این روز آماده شده و از فواید آن محروم نشود. و بدین ترتیب به زیانى جبران ناپذیر گرفتار نگردد.

توبه

4- آنگاه توجه داشته باش كه با بازگشتى صادقانه ماه را به پایان رسانده و از این پس با اهداف پروردگار و مولایت مخالفت نكنى .

مناجات با نگهبان روز

5- سپس در ساعات پایانى روز آخر، كه روز عرضه اعمال ماه است ، با نگهبان روزت كه از معصومین (علیهم السلام ) مى باشد با رعایت آداب تواضع و توسل ، مناجات نما. و آنگونه بگو كه محبت آنان را برانگیخته و باران رحمت و كرامت آنان بر تو ببارد. و با معذرت خواهى اعمالى را كه در این ماه انجام داده اى را به آنان واگذار نما و با درخواستى تضرع آمیز بخواه كه با شفاعت و دعایشان اعمالت را اصلاح نموده و با تضرع از خدا بخواهند كه با عفو فراوان خود آن را پذیرفته و به چندین برابر، اعمال خیر تبدیل نماید. و اگر امور مذكور را در آخر روز در سجده انجام دهى و این ماه را با حال سجده و گرسنگى به پایان برسانى و با این حال وارد شب عید شوى ، امید است به كرامتى از جانب خداوند متعال برسى كه بالاتر از آرزویت باشد.

کتاب المراقبة آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی(ره)


آخرین شب ماه مبارک رمضان،اعمال،فضیلت،نماز،کتاب المراقبة آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی(ره)



صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]








نظام تمدن نوین اسلامی