تبلیغات
بصیرت آخرالزمانی

پرسش
حقایق و فلسفه احکامی چون نماز ،روزه و حج چیست؟

پاسخ

1- خداوند متعال وجودی بی نیاز و بی نهایت از جمیع جهات داشته و علم او ازلی و ابدی می باشد، بر همه چیز احاطه کامل دارد و هیچ چیز حتی به اندازه سر سوزنی از علم بی پایان او مخفی نمی ماند.

2- هدف از خلقت بشر تکامل و سعادت و خوشبختی اوست و به همین جهت خداوند قوانین و مقرراتی وضع کرده و پیامبران و انبیاء(ع) را نیز جهت ابلاغ این قوانین به سوی خلق فرستاده است.

3- انبیاء الهی معصوم هستند و در تبلیغ و رساندن احکام الهی دچار هیچ گونه خطا و لغزشی نمی شوند. پس از آنجا که علم خدا مطلق است، به همه مصالح و مفاسد افعال مطلع است و از آنجا که خیر و سعادت بشری را می خواهد حکم عبث و بیهوده ای برای آنان وضع نمی نماید و از طریق انبیاء الهی افعالی را که دارای مصالح بوده و انسان را به سوی سعادت رهبری می نماید نشان داده ، و انجامش را می خواهد و از آن طرف افعالی و اعمالی که او را از این راه باز می دارد ترکش را می خواهد. لذا، کلیه دستوراتی که حضرت پیامبر اکرم (ص) آورده قطعاً دارای فوائد و مصالح و مفاسدی است که راهبر انسان ها به سعادت و کمال خواهد بود، حال انسان ها به آن مصالح و مفاسد پی ببرند یا نبرند. البته علم بشری بسیار ناقص و قطره ای در برابر اقیانوسی بی کران می باشد و دانسته های او بسیار اندک بوده و در میان مجهولات بشری چیزهایی هست که اگر از جهان مافوق کسی را بیاورند که آن ناشناخته ها را برای بشر روشن کند واکنش و استعداد درک آن را نخواهد داشت، همان طور که بسیاری از مسائل روشن و واضح امروزه برای انسانهای قرون گذشته اصلاً قابل فهم و درک نبوده است و همه این ها به دلیل محدودیت انسان ها است. انسان محدود چگونه می تواند به مصالح و مفاسدی  که از منبع علم لایتناهی خداوند سرچشمه گرفته است و همه حقائق هستی در پیش روی اوست و چیزی از او مخفی نمی ماند پی برد ؟ انسانی که معلوماتش قطره و مجهولاتش اقیانوسی بی کران است، انتظار نا بجائی است که ما به همه عمق و اسرار دین، احکام و قوانین الهی با این همه محدودیت پی ببریم. ما تنها به اندازه معلومات خودمان می توانیم فلسفه احکام را دریابیم نه همه آنها را، لذا بحث از فلسفه احکام و پی بردن به آن بحثی است و انجام و پیروی از آنها بحثی دیگر است و به هیچ عنوان اطاعت و پیروی از احکام مشروط به پی بردن اسرار و فلسفه احکام نخواهد بود، البته با توجه به این که احکام شرع تابع مصالح و مفاسد می باشد و هیچ حلالی بدون مصلحت و هیچ حرامی بدون مفسده نمی باشد این طور نیست که مصالح و مفاسد را فقط در امور دنیوی و جسمی بشر دید بلکه خیلی از امور  به خاطر مصالح اجتماعی و روحی و اخروی بشر آورده شده اند زیرا همان طور که بشر دارای ابعاد فردی و جسمی است و خداوند تبارک و تعالی برای این جهت احکامی را با پشتوانه مصالح و مفاسد فرستاده است حکمت بالغه حضرتش ایجاب می کند احکامی را هم برای ابعاد روحانی و اجتماعی او با پشتوانه مصالح و مفاسد بفرستد. بلکه چه بسا این ابعاد اهمیت بیشتر داشته و احکامی که برای جسم انسانی وضع شده فی الواقع جهت تکامل و تقویت بعد روحی انسان ها باشد پس بنابر این با توجه به دو بعدی بودن انسان، در مصالح و مفاسد احکام نیز توجه به هر دو بعد شده است.

2- از آنجا که این قوانین و احکام فقط جهت سعادتمندی بشر مقرر شده است و انجام آن به مقام کبریائی خداوند چیزی اضافه نمی نماید و انجام ندادن آن هم چیزی از مقام علو و بزرگی او نمی کاهد، هیچ ضرورتی ندارد که برای توجیه بعضی از احکام با یک مشت تخلیلات و حدس و گمان ها به این احکام عالیه الهی آن قدر تنزل ببخشیم که مثلاً روزه را رژیمی برای لاغر شدن و رکوع و سجود را دستوری جهت سلامتی ستون فقرات و نماز را هم وسیله ای برای تسکین آلام روحی و دردها و اضطراب ها بشماریم.

3- در فقه، فلسفه احکام به دو تعبیر ذکر شده است:

الف ـ علل احکام: در واقع فلسفه تشریع احکام همان عللی است که بعضاً برای آن ذکر می شود، یعنی با رفع این علت، وجوب و حرمت حکم مربوطه نیز برداشته می شود.

 ب ـ حکمت احکام: آنچه در بعضی روایات و یا به حکم عقل در بعضی از احکام به عنوان فلسفه احکام ذکر شده غالباً از این باب است و این طور نیست که با رفع این حکمت ها وجوب و حرمت احکام برداشته شود؛ مثلاً در بیان فلسفه احکام روزه روایتی از امام صادق (ع) نقل می کنند که:

«لیستوی به الفقیر و الغنی»[1]

«تا ثروتمندان و مستمندان یکسان زندگی کنند»

ثروتمندان از حال مستمندان آگاه شوند و به کمک آنها بشتابند. قطعاً تمام فلسفه روزه به این ختم نمی شود چون در روایات دیگری سلامتی و صحت و تقوی و ... نیز جزء فلسفه روزه شمرده شده است، ضمن اینکه مثلاً اگر استواء و یکسانی فقیر و ثروتمند برداشته شود روزی بیاید که همه یکسان باشند روزه برداشته نمی شود چون علت تمام روزه این نکته که ذکر شد نیست بلکه یکی از حکمت های آن است.

4- اوامر و احکامی که از جانب شارع مقدس صادر می شود نیز در فقه به دو عنوان تعبیر می شود :

الف: اوامر مولوی:

اوامری هستند که هدف از آنها فقط به جا آوردن آن احکام و اوامر صرف نظر از هر گونه مصلحت و مفسده دیگری است یعنی شارع به هنگام صدور آن توجه به انجام آن دانسته و کمال سعادت انسان را در همین می بیند اگر چه قطعاً با انجام آن اوامر انسان به مصالح و عدم مفاسدی در واقع نائل می آید ولی هدف اصلی و اولیه خداوند صرف انجام آن کار بوده است که در این گونه اوامر و نواهی انسان ها به هیچ وجه به مصالح و مفاسد واقعی این امور پی نخواهند برد

ب) اوامر ارشادی:

به آن دسته از اوامر و نواهی اطلاق می شود که هدف شارع از آن صرف انجام آن و به اصطلاح فقهی صرف ”اتیان مأمور به“ نیست بلکه در آن به گونه ای از مصالح و مفاسد آن اوامر و نواهی اشاره شده و هدف از تشریع آن احکام را وصول به آن مصالح و یا منع آن مفاسد می داند.

5- کلاً احکام از حیث ذکر فلسفه آنها و یا درک عقل بشری به چهار دسته تقسیم می شوند.

الف: احکامی که از اول فلسفه آن بر همه آشکار بوده و مردم همه به تناسب معلومات خود چیزی از آن درک می کردند مانند، تحریم دروغ، خیانت، تهمت، قتل نفس، سرقت و امر به عدالت، نیکی به پدر و مادر، منتها برای این که مردم را به صورت عمومی موظف به انجام آنها کنند شکل تشریعی به آن بخشیده اند.

ب: احکامی که فلسفه آن بر توده مردم آشکار نبوده و در متن قرآن و روایات اشاراتی به آن شده است مثلاً شاید مردم آن عصر از فلسفه سه گانه روزه (اخلاقی، اجتماعی، بهداشتی) با خبر نبوده اند لذا در قرآن در یک جا اشاره به تأثیر اخلاقی آن کرده و می فرماید:«لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»و در جایی دیگر امام صادق (ع) می فرماید:«لیستوی به الفقیر و الغنی»[2]که آنرا توضیح دادیم

و در مورد دیگر حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید:

«وَ عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ صُومُوا تَصِحُّوا »[3]

«یعنی روزه بگیرید تا سالم گردید»

که اشاره به فلسفه بهداشتی روزه دارد.

ج: احکامی که با گذشت زمان پرده از فلسفه و اسرار آنها برداشته شده و بشر با پیشرفت علم به آنها دست یافته است، مثل اثرات زیانبار و سنگین مشروبات الکلی که هم به روح و جسم هر انسان و هم بر اجتماع اثرات منفی دارد و یا زیان های اخلاقی، اقتصادی رباخواری که بر هیچ کس نهفته نیست.

د: احکامی هم هست که نه در آغاز، فلسفه آنها روشن بوده و نه در متون چیزی درباره آنها گفته شده و نه پیشرفت علم در کشف آنها ثمری داشته، مانند تعداد رکعات در نمازها و این که واقعاً چه سری در به جا آوردن نماز به این گونه هست، اما هیچ فرقی بین این دسته و آن دسته که بعضی از اسرار آن ها معلوم می باشد نیست و همه اوامر الهی و نواهی او با علم به این که مصالح و مفاسدی دارند به جا آورده می شوند به جهت این که تمامی این احکام از جانب خداوند حکیم و علیم توسط پیامبران معصوم برای سعادت و خوشبختی اخروی و دنیوی بشر آورده شده است.

در ضمن در کتاب ”علل الشرایع“ که توسط محدث بزرگ شیعه مرحوم شیخ صدوق (ره) نوشته شده به علل و حکمت هایی که در روایات برای احکام اشاره شده پرداخته است، همچنین مرحوم شیخ حرعاملی در کتاب وسائل الشیعه در آغاز هر فصل غالباً بابی برای بیان فلسفه احکام ذکر کرده است.

[1]علل الشرایع، ج 2، ص 378.

[2]علل الشرایع، ج 2، ص 378.

[3]مستدرک الوسائل، ج 7، ص 502.






همان طور که می دانید،[1] انسان علاوه بر جنبه مادی و جسمی، دارای جنبه معنوی و روحی هم هست و هر یک از آن ها در رسیدن به کمال مطلوب خود، برنامه های خاصی احتیاج دارند . یکی از برنامه هایی که جنبه معنوی دارد، تقوا و پرهیزگاری است . به این معنا که اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوی ارتقاء دهد و به عالم طهارت و رفعت متصل کند، اولین چیزی که باید بدان ملتزم بشود، جلوگیری از افسار گسیختگی خود است . او نباید خود را سرگرم لذت های جسمی و شهوات بدنی کند، باید خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد . بهترین، نزدیک ترین، مؤثرترین و عمومی ترین راهی که افراد را در این امر (تقوا) می تواند کمک کند، روزه است که با پرهیز از خوردن، آشامیدن و شهوت جنسی، علاوه بر این که نیروی خویشتن داری از گناهان در آنان قوت می گیرد، به تدریج بر اراده خود مسلط می شوند و در برابر هر گناهی عنان اختیار را از کف نمی دهند .
 
«یا ایها الذین ءامنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون » ; [2]ای افرادی که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شد; همان گونه که پیشینیان از شما نوشته شده تا پرهیزگار شوید .[3]
 
روزه، علاوه بر فایده معنوی (تقوا)، فایده های دیگری هم دارد:
 
الف - اثر اجتماعی روزه: روزه، درس مساوات و برابری در میان افراد اجتماع است . با انجام این دستور مذهبی، افراد متمکن، وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس درمی یابند، و این باعث می شود که به کمک محرومان بشتابند . امام صادق ( علیه السلام) می فرماید: «روزه به این دلیل واجب شد که میان فقیر و غنی مساوات برقرار گردد، و این بدان جهت است که غنی، طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند; چرا که اغنیا معمولا هر چه را بخواهند، برای آن ها فراهم است . خدا می خواهد میان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگی و درد و رنج را به اغنیا بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رحم کنند» .
 
ب) اثر بهداشتی و درمانی: عامل بسیاری از بیماری ها، زیاده روی در خوردن غذاهای مختلف است; چون مواد اضافی جذب نشده به صورت چربی های مزاحم در نقاط مختلف بدن، یا به صورت چربی و قند اضافی در خون باقی می ماند . این مواد لجنزارهای متعفنی برای پرورش انواع میکروب های عفونی است، و در این حال، بهترین راه برای مبارزه با این بیماری ها، نابود کردن این لجنزارها از طریق روزه است . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «معده خانه تمام دردها و امساک (روزه) بالاترین داروهاست .» [4]
 
علت این که ماه رمضان برای روزه گرفتن انتخاب شده، این است که این ماه بر سایر ماه ها برتری دارد . در این ماه، «قرآن » کتاب هدایت و راهنمای بشر که «فرقان » است و با دستورها و قوانین خود روش های صحیح را از ناصحیح جدا کرده و سعادت انسان ها را تضمین نموده، نازل گردیده است و در این ماه، شب قدر قرار دارد که بهترین شب سال است و مقدرات انسان در آن مشخص می شود; «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان ...» [5]در روایات اسلامی نیز چنین آمده است که همه کتاب های بزرگ آسمانی در این ماه نازل شده اند; به این ترتیب، ماه رمضان که همواره ماه نزول کتاب های بزرگ آسمانی و ماه تعلیم و تربیت بوده، بر ماه های دیگر برتری محسوسی دارد .[6]


[1]مجله یاس ، آبان 1382، شماره 8 ،  فرهنگ قرآنی

[2] بقره، 183 .

[3] علامه طباطبایی (ره)، تفسیر المیزان، ج 2، ص 8 .

[4] آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 1، ص 631 .

[5] بقره، 185 .

[6] تفسیر نمونه، ص 634 . 




صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]








نظام تمدن نوین اسلامی