تبلیغات
بصیرت آخرالزمانی

هویت حقیقی علم تنها راه تعالی

تعریف معرفت چنانچه که شهید مطهری (رحمه‌الله) فرمودند جز با درک درست از محتوای آن امکان‌پذیر نیست و برای درک صحیح محتوای شناخت باید مثل حکما به وحی و شارحان وحی (معصومین علیهم‌السلام) رجوع کنیم چون مطلب آن‌قدر عمیق است که با کمترین انحرافی از دین اسلام نمی‌توان به چنین محتوایی عمیق از شناخت رسید، زیرا دین همان نظام فطرت الله است که انسان با آن نظام خلق‌شده است و خلق شدن با چنین نظام و فطرتی خلق شدن با «أحسن تقویم[1]» است یعنی انسان با دارا بودن چنین نظام و تقویمی همه‌ی امکانات رسیدن به کمال بی‌نهایت را داراست و این دارایی یک امانت از طرف خداست که دیگر مخلوقات چون مانند انسان تسویه نشده‌اند، طاقتِ تحمل چنین امانتی[2] را نداشتند، ولی گرفتن این امانت توسط انسان بااینکه تسویه و نظام خلقتش در «أحسن تقویم» بود جاهلانه بود چون امانتی بود که هم انسان را به «أو أدنی[3]» و هم به «بل هم اضل[4]» می‌رساند؛

محتوای عمیق قرآنی علم



 و تنها راه حفظ این امانت «فاقم وجهک للدین حنیفاً[5]» بود یعنی متوجه کردن تمام حقیقت خویش، به دین یعنی همان «فِطْرَتَ اللَّهِ» و نظام خلقتی که «الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» خدا انسان را با آن نظام خلق کرده است، این توجه، چنان دقیق است که مقید به قید «حنیفاً» شده یعنی کوچک‌ترین غفلت و انحرافی باعث می‌شود انسان نتواند به این توجه برسد، ولی اگر انسان توسط اولیاء دین متخلق به دین اسلام شود علم او از سنخ «تبیان کل شیء[6]» و یا به قول امام صادق (ع) نوری[7] خواهد بود که بر قلب او طلوع می‌شود و چون این شناخت فقط نزد خداوند است تنها راه درک چنین حقیقتی، رسیدن به مقام عبودیت است که این حاصل نمی‌شود مگر اینكه فطرت خود را با توجه كردن به دین زنده كنیم تا علم الهی با طلوعش بر قلب ما، ما را زنده به حیات طیبه كند، رسیدن به چنین عمقی از محتوایِ شناخت ما را به تبیینی حقیقی از هویت علم می‌رساند که چون با تقریب، اتحاد و تعالی قرابت دارد می‌تواند ما را طبق هدف خلقت که رشد و تعالی است رشد دهد؛

 ولی چون بعد جسمانی انسان مأنوس با عالم طبیعت است و انس گرفتن با عالم طبیعت خاصیتش فراموشی و نسیانِی است که موجب می‌شود انسان، با این محتوای عمیق از نظام خلقت خویش و از ابعاد عمیق ِعالم خلقت، غافل شود، درصورتی‌که اگر غفلتش ادامه یابد، هم محتوای علم، هم محتوای معلوم و هم محتوای عالم، سطحی می‌شود که ثمره‌ی آن تعریفی نادرست از علم، عالم و معلوم می‌شود که موجب اختلاف، تکفیر و انحطاط می‌گردد.



[1] لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ أَحْسَنِ تَقْویمٍ (قرآن، التین،4)


[2] إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حمل‌ها الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً (قرآن، الأحزاب،72)
[3] فَكانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى‏ (قرآن، النجم،9)

[4] أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبیلاً (قرآن، الفرقان،44)

[5] قرآن، روم - آیه‌ی 30.

[6] قرآن، النحل، 89.

[7] «لَیْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ؛ إنَّمَا هُوَ نُورٌ یَقَعُ فِی‌ قَلْبِ مَنْ یُرِیدُ اللَهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی‌ أَنْ یَهْدِیَهُ». (شرح حدیث عنوان بصری، محمد باقر تحریری،1388، ص 2).


برچسب ها : محتوای عمیق قرآنی علم , تبیین علم , هویت حقیقی علم , تنها راه تعالی , هویت حقیقی علم تنها راه تعالی , تعریف معرفت , عمق معرفت ,


نظام تمدن نوین اسلامی