سید جواد حسینی

برخورد شدید امام صادق علیه السلام با غلات

ای سدیر! گوشم، چشمم، مویم، پوستم، گوشتم و خونم از آنها بیزار است. خدا و رسولش(ص) (نیز) از آنها بیزار است. اینها بر دین من و دین پدرانم نیستند و خدا من و آنها را روزی جمع نمی كند، مگر اینكه بر آنها خشمناك است.

در اثبات و تثبیت امامت فقط بیان مذهب صحیح در این زمینه كافی نیست؛ بلكه لازم است با خطوط انحرافی، خصوصاً افراطیون برخورد شدیدتری صورت گیرد. حضرت صادق(ع) در تثبیت امر امامت شدیداً به این مسئله توجّه داشت و با غلات ـ كه یكی از گمراه ترین گروه ها در امر امامت است ـ به شدّت برخورد می فرمود؛ چرا كه آنها امام را از حدّ امامت خارج نموده، مرتبة خدایی به ایشان می دادند. به این نمونه ها توجه كنید!
1. امام صادق(ع) به «سدیر»1 دربارة غلات فرمود: «یَا سَدِیرُ سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی مِنْ هَؤُلَاءِ بَرَاءٌ وَ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ رَسُولُهُ مَا هَؤُلَاءِ عَلَى دِینِی وَ لَا عَلَى دِینِ آبَائِی وَ اللَّهِ لَا یَجْمَعُنِی اللَّهُ وَ إِیَّاهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَیْهِم ؛2 ای سدیر! گوشم، چشمم، مویم، پوستم، گوشتم و خونم از آنها بیزار است. خدا و رسولش(ص) (نیز) از آنها بیزار است. اینها بر دین من و دین پدرانم نیستند و خدا من و آنها را روزی جمع نمی كند، مگر اینكه بر آنها خشمناك است.»

ادامه مطلب را کلیک کنید



2. آن حضرت(ع) در جای دیگری خطاب به «مرازم»3 فرمود: «قُلْ لِلْغَالِیَةِ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ فَإِنَّكُمْ فُسَّاقٌ كُفَّارٌ مُشْرِكُونَ؛4 بگو به غُلات كه توبه كنند و به سوی خدا برگردند؛ زیرا آنها [در این حال] فاسق، كافر و مشرك هستند.»
با اینكه امامان در حفظ آبروی مردم بسیار كوشا بودند و دیگران را نیز بدان توصیه می كردند؛ ولی در غلات چون خطر آنها بسیار شدید، و انحراف آنها شكننده بوده، با صراحت از آنان اسم برده اند و آنها را مورد لعن و نفرین خود قرار داده اند كه به نمونه هایی اشاره می شود.
1. میسره از یاران امام صادق(ع) می گوید: خدمت حضرت صادق(ع) بودم كه از «علی ابی الخطاب»5 یاد شد. حضرت تكیه داده بود، به محضی كه اسم او را شنید، انگشتش را به سوی آسمان بلند كرده، فرمود: « عَلَى أَبِی الْخَطَّابِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنَّهُ كَافِرٌ فَاسِقٌ مُشْرِكٌ وَ أَنَّهُ یُحْشَرُ مَعَ فِرْعَوْنَ فِی أَشَدِّ الْعَذَابِ غُدُوًّا وَ عَشِیًّا ثُمَّ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَنْفَسُ عَلَى أَجْسَادٍ أُصْلِیَتْ مَعَهُ النَّارَ؛6 علی ابی الخطاب لعنت خدا و ملائكه و مردم تماماً بر او باد! خدا را گواه می گیرم كه او [به خاطر خدا دانستن امامان] كافر، فاسق و مشرك است و اینكه او با فرعون در سخت ترین شرایط محشوی گشته و صبح و شام عذاب خواهد شد.» آنگاه فرمود: «به خدا سوگند! به خدا سوگند! من آتش را نفیس تر می دانم كه بر اجسادی كه همراه فرعون هستند اصابت كند (یعنی حیف آتش).»
«عیسی بن ابی منصور» می گوید: وقتی اسمی از ابی الخطاب برده شد، از امام صادق(ع) شنیدم كه فرمود: «اللَّهُمَّ الْعَنْ أبَا الْخَطَّاب فَإِنَّهُ خَوَّفَنِی قَائِماَ وَ قَاعِداً وَ عَلَى فِرَاشِی اللَّهُمَّ أذِقْهُ حَرَّ الْحَدِیْد؛7 خدایا! ابی الخطّاب را لعن كن؛ زیرا او مرا ترسانده است، در حال ایستاده، نشسته و بر بسترم. خدایا! حرارت شدید آتش را به او بچشان!»
2. حضرت صادق(ع) به «مرازم» در مورد بشار الشعیری8 فرمود: «اِذَا قَدَّمْتَ الْكُوفَةَ فَأتِ بَشَّارِ الشُّعَیْرِی وَ قُلْ لَهُ: یَقُولُ لَكَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ: یَا كَافِرُ! یَا فَاسِقٌ! اَنَا بَرِیءٌ مِنْكَ؛9 وقتی كوفه رسیدی، نزد بشار شعیری (غالی) برو و به او بگو: جعفر بن محمد به تو گفت: ای كافر! ای فاسق! من از تو بیزارم.»
در مورد دیگر، وقتی «بشار شعیری» بر امام صادق(ع) وارد شد، حضرت فرمود: «اخْرُجْ عَنِّی لَعَنَكَ اللَّهُ وَ اللَّهِ لَا یُظِلُّنِی وَ إِیَّاكَ سَقْفُ بَیْتٍ أَبَدا؛ از نزد من خارج شو! خدا لعنتت كند و خدا من و تو را زیر یك سقف قرار ندهد.» وقتی خارج شد، حضرت فرمود: «وَ اللَّهِ مَا صَغَّرَ اللَّهَ تَصْغِیرَ هَذَا الْفَاجِرِ أَحَدٌ إِنَّهُ شَیْطَانٌ ابْنُ شَیْطَانٍ خَرَجَ مِنَ الْبَحْرِ لِیُغْوِیَ أَصْحَابِی وَ شِیعَتِی فَاحْذَرُوهُ وَ لْیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ أَنِّی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَبْدٌ قِنٌّ ابْنُ أَمَةٍ ضَمَّتْنِیَ الْأَصْلَابُ وَ الْأَرْحَامُ وَ إِنِّی لَمَیِّتٌ وَ إِنِّی لَمَبْعُوثٌ ثُمَّ مَوْقُوفٌ ثُمَّ مَسْئُول ؛10 وای بر او! هیچ كسی مانند این فاجر خدا را [با خدا خواندن امام] كوچك وتحقیر نكرده است. او شیطانی است كه قیام كرده تا اصحاب و شیعیان مرا گمراه كند. از او دوی كنید! باید حاضر به غایب اعلام كند كه من [خدا نیستم؛ بلكه] بندة خدا و فرزند كنیز خدا هستم و صلبها و رحمها در برگرفته اند (و من این مراحل را طی كرده ام) و به راستی من مرگ دارم و [روز قیامت] زنده می شوم و مورد پرسش قرار می گیرم.»؛ یعنی من یك بشرم، نه خدا.

پی نوشت:
1)«سدیر صیرفی» یکی از یاران امام صادق(ع).
2) اصول كافی،شیخ کلینی، ج‏1، ص‏269؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج‏25، ص‏298.
3) «مزارم بن حکیم مداینی»؛ یکی از سروّجان فرهنگ ناب شیعی و از شاگردان برجسته امام صادق(ع) که در سفر و حضر آن امام را همراهی می‏کرد.
4) وسائل الشیعه، حر عاملی، ج‏28، ص‏352، باب10، حملة‌ ممّا یثبت به الكفر؛ اعلام الهدایة، گروهی از نویسندگان، ج‏8، ص‏111.
5) علی ابوالخطاب فردی غالی بود که در مورد امام صادق(ع) غلو کرد و به الوهیّت آن حضرت معتقد بود؛ لذا از طرف امام مورد لعن و طرد قرار گرفت؛ چرا که خود را پیامبر و فرستاده امام صادق(ع) معرفی می‏کرد.
6) اختیار معرفة ‌الرجال، محمد بن عمر كشی، انتشارات دانشگاه مشهد، 1348. ق، اول، ص‏269، ح 524.
7) همان، ص‏290، ح 509؛ اعلام الهدایة، گروهی از نویسندگان، ص‏111.
8) بَشار الشعیری از غالیان قرن دوم است؛ وی در اباحیگری، تعطیل و اعتقاد به تناسخ با «خطّابیه» هم عقیده بود و قائل به الوهیّت امام علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین(ع) بود. به عقیده او حضرت محمد(ص) عبد و حضرت علی(ع) ربّ است. امام صادق(ع) او را لعن فرستاد و کافر و مشرک و شیطان خواند و از وی بیزاری جست.
9)اختیارمعرفة الرجال، ص400، ح 746؛ اعلام الهدایه، ج‏8، ص‏112.
10) اختیار معرفة الرجال، محمد بن عمر كشی، ص398، ح 744؛ اعلام الهدایة، ج‏8، ص‏112.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره162.



برچسب ها : برخورد با غلات , غلات , امام صادق , ذی طوی , سایت ذی طوی , غلات و توبیخ آنها , غلات و رد آنها ,


نظام تمدن نوین اسلامی