بسم الله الرحمن الرحیم

اولین جلسه اعضای گروه های تحقیقی

موضوع بحث: تحقیق و حقیقت شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم وصلی الله علی محمد اله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین نستعیذ بالله السمیع العلیم من الشیطان لعین الرجیم اللهّم وفّقنا لما تحبّ و ترضی

بسم الله الر حمن الرحیم الحمدالله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین ایاک نعبدوایاک نستعین اهدناالصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم والضالین0

خداوند تعالی طاعات و عبادات را قبول کند و زیارت آقا امام حسن و آقا امیرالمومنین را نصیب نماید صلواتی ختم نمایید.

از آنجایی که در جلسه از آقایان روحانی حضور دارند نهایت بی ادبی می باشد که بنده صحبت کنم اما از آنجا که علمای بزرگوار از خصلتهای زیبایشان تواضع است و بزرگوارانه با تواضع برای هدایت و نجات مومنین حاضر می شوند حتی خودشان را بشکنند و روی خاک بنشینند این امر برای ما یک درس و تربیت است از روش عملی بزرگان ،ما درس پس می دهیم.

راهی را که سروران انتخاب کرده اند خیلی راه مهمی است کار تحقیق و پژوهش از چند بعد قابل بررسی و مطالعه است.

1-معنای خود تحقیق چیست؟ هر انسان هر کاری را که انجام می دهد اگر آن را خوب بشناسد برای انجام آن کار انگیزه قویتری دارد و با علاقه به آن اهمیت می دهد.

2-اهمیت و ضرورت امرتحقیقی چیست وچقدرتاثیر گذار است؟

3-جامعه ما در چه شرایطی قرار دارد و تحقیق ما در جامعه جه اثری و جایگاهی دارد؟



 


البته جا دارد در بعد های دیگر نیز بحث شود و بنده فقط قصد دارم فقط یکی از موارد را بحث کنم اگر خداوند توفیق دهد بقیه می ماند برای فرصت های دیگر

- تحقیق ریشه آن از حق است پس بهتر است حق را بشناسیم و بدانیم چیست و در مقابل حق واژه باطل استفاده می شود هر انسانی بدون استثناء با تمام وجودش عاشق حق است و با تمام وجود از باطل نفرت دارد و از باطل عذاب می کشد و از حق لذت می برد این خاصیت هر انسانی است لذا تصویری از این معنی در ذهن ایجاد می شود تا مقدمه شود برای مسائل بعدی

چون مطلب ، مطلب سنگینی است و بزرگان و دانشمندان بر روی آن بحثهای فراوانی کرده اند خیلی مطلب سنگین است تعریف حق در روایات و قرآن امده و بالاخص در دعاها مطالبی گفته شده است که مباحث خیلی بلندی دارد اگر بخواهیم این مطلب را باز کنیم شاید برای برخی خسته کننده و شاید قابل فهم نباشد اصلاً . ان شاء الله در دوره های

بعدی این مباحث مطرح خواهد شد بنده ناچارم مثالی عرض کنم عزیزان از این مثالها مطلب حق و باطل را آشنا می شوند:

انسان در درون خود یک احساس دارد از درون خود طالب چیزی است و آن را می خواهد، پایش را بر پله نردبان می گذارد و از درون می خواهد که پایه آن و پله آن محکم با شد و محکم بودن آن را می خواهد که نشکند الی آخر—انسان در درونش چیزی را می خواهد اینکه چیزی را می خواهد اگر در خارج آن واقع شود و در عالم خارج هم با آنچه در درون می خواهد مطابقت کرد آن حق می شود و اگر مطابقت نکرد می شود باطل با هر دلیلی—چه اینکه در درون به بجا خواسته است و بیرون غیر از آن واقع می شود چه اینکه در خارج آن چیز واقعیت دارد و این شخص در درون اشتباه کرده، آن چیز که انسان در درون خود می خواهد و درست هم می خواهد و آن مطلب در خارج هم واقعیت دارد و مطابق خواست درونی صحیح است آن حق است و در هر حال اگر مطابقت نکرد می شود باطل.

مثلاً اگر یک فردی مریض باشد این آقا بدنش به پروتئین نیاز دارد بدن این را می خواهد در خارج هم آن غذا را در جلویش گذاشته اند که بخورد ولی به خاطر آن مرضش آن را نمی خواهد همان باطل است

ولی آن کسی که بدنش سالم است و به این مواد هم نیاز دارد ولی در خارج آن چیزی که واقع می شود غیر از این مواد است باز این می شود باطل0

یک صورت حق است این بدن نیازدارد و سالم هم هست و غذایی هم که در مقابل این شخص است با این مطابقت دارد لذا این می شود حق (مثال دیگر)

در یک بیابان کاروان 20 تا 30 نفره در یک کویر سوزان قرار می گیرد و راه را هم گم کرده اند و هر کدام با کوله پشتی سنگین بر پشت و احساس تشنگی شدید ،تصمیم می گیرند که هر کدام به دنبال آب بروند خوب دراین جا برخی خودسرازدور شوره زار را می بینند و فکر می کنند که دریا است و می گویند پرسیدن نیاز ندارد با سرعت به آن طرف برای رفع تشنگی حرکت می کنند در راه به پایش خاری می رود پایش زخم می شود ولی با خود می گوید اشکال ندارد وقتی به آب برسم عوضش در

می آید و جبران می شود در راه خیلی تشنه می شود ولی فکر اینکه بالاخره به آب می رسم به او انرژی می دهد و به عشق آن آب، تمام مشکلات شیرین کام می شود – عده دیگری می گویند در فلان منطقه چون درخت هست حتماً آب است و به آن سمت حرکت می کنند عده ای دیگر می گویند در آن جهت دیگر چون پرندگان در حال پرواز و رفت و آمد هستند حتماً آب است که رفت وآمد می کنند لذا به آن سمت حرکت می کنند چند نفر دیگر از چوپانی که در آن حوالی است راه را می پرسند وچوپان می گوید که در پشت فلان تپه چشمه ای است که خیلی چشمه گوارایی است و آنها هم به آن طرف حرکت می کنند در ظاهر امر این گروه بیست نفر یکی به راست می رود دیگری به چپ-عده ای به شرق و عده ای به غرب می روند ظاهراً ضد هم حرکت می کنند ولی در عالم واقع یک چیز را می خواهند و عاشق یک مطلب هستند در ظاهر متخالف و ضد هم و در عالم باطن همه یک چیز را می خواهند بحث در آخر وقت است که بعد از یک ربع چه اتفاقی خواهد افتاد قیافه ها چطور است و حالات چطور است در آخر وقت برخی می رسند به اینکه آن چیزی را می خواستند در خارج واقعیت ندارد چه حالی پیدا می کنند به این شخص عذابی حادث می شود اصلا از آن عذاب ،تشنگی را فراموش می کند عذاب آن باطل و نفرت آن چقدر بالاتر است که عذاب تشنگی را شخص فراموش می کند یک لحظه احساس می کند که به پوچی رسیده است من برای هیچ این همه تلاش کرده ام در پایم خار می رفت و به عشق هیچ چندین دقیقه حرکت می کردم و به عشق این هیچ در عالم خیال علاقه می بستم و این عذاب ، عذاب باطل است و از باطل رنج می برد از اینکه متوجه می شود به طرف باطل حرکت کرده عذاب می کشد.

اما آن کسی که تحت راهنمایی صحیح دقیقاً به سر چشمه می رسد و آن چیزی را که می خواسته با آن چیزی که در بیرون یافته مطابق می بیند این شخص از خوردن آب یک لذتی که می برد یک مطلب، ولی از اینکه راه را صحیح آمده و به آب رسیده و به حق رسیده است لذت بالاتری می برد . حق خودش لذت بالاتری دارد .

راهش حق و فعالیتش حق و به نتیجه حق رسیده است تمام زحمات این

راه تبدیل به خاطره شیرین می شود لذا وقتی متوجه می شود که منتخب و واقعیت خارجی مطابق شد یک لذت خاصی می برد که از لذت آب خوردن و شستن دست صورت با آب سرد بالاتر است تمام تلخی های راه تبدیل به خاطره شیرین می شود و این اثرحق است.

-مثال دیگر

یک شخصی غذا را جلویش گذاشته اند که بخورد، نگو غذا گرم وداغ است و گلو و زبانش را می سوزاند و این شخص فکر می کرد غذا خنک و ملایم است و بدون امتحان می خورد واین اتفاق پیش می آید، آنچه انتخاب کرده و آنچه اتفاق افتاده دو چیز است و مطابق نیست این باطل است و این باطل بودن او را عذاب می دهد اینجا دو عذاب وجود دارد یکی عذاب ناشی از سوختگی به واسطه غذای گرم و در کنار این عذاب یک عذاب مخصوصی هم وجود دارد و آن این است که چرا من اشتباه کردم و فکر کردم غذای داغ ملایم است و عذاب انتخاب باطل را می کشد.

یک شخصی از نردبان که فکر می کرد محکم است بالا می رود در پله ششم یک دفعه نردبان می شکند و شخص می افتد و پایش می شکند این شخص علاوه بر درد شکستگی پا یک عذاب دیگری هم می کشد و آن اینکه چرا من نردبان را وارسی نکردم و اشتباه کردم و باعث شدم این اتفاق بیفتد چون این شخص باطل را انتخاب کرده بود – اگر بخواهیم در زندگی مثالی بزنیم زیاد است و باید خودمان بقیه موارد را پیدا کنیم

زندگی انسان با حق و باطل گره خورده است و انسان همیشه عاشق حق است خواهان حق هیچگاه نمی خواهد به طرف باطل برود انسان بما هو انسان(طبیعت بشری ونوع انسان) از باطل عذاب می کشد چه بزرگ باشد و چه کوچک ، چه پیر باشد ، چه جوان باشد چه مرد باشد چه زن باشد ، چه آمریکایی باشد و چه روسی و چه غیر آن.

کاروان عمر انسان برای اولین بار به این صحرا آمده است و تا آخر عمرش نشده به آخر این بیابان نرسیده است و تا قبل از آن در میان حق و باطل قرار دارد لذا جان دادن انسان در این صحرا ، انتهای بیابان عمر این شخص است . در لحظه جان دادن انسانها به دو قسمت تقسیم می شوند یک عده ای می بینند آنچه در این دنیاتحت راهنمایی انتخاب کرده اند درست در آمده است و درست انتخاب کرده اند و به خوشبختی رسیده اند همه در این عالم دنبال خوشبختی هستند در انتهای این عالم وقتی می بینند که درست انتخاب کرده اند بهشت آن شخص از همان لحظه شروع می شود لذت حق همانند بهشت است ، بهشت خود حق است همه اینها سایه حق است. یک عده ا انسانها می بینند که به باطل و پوچ رسیده اند این باطل دارای عذابی است که از عذاب جهنم بالاتر است در آن لحظه برای این شخص حسرتی پیش می آید که این عذاب از عذاب جهنم کمتر نیست چون باطل را انتخاب کرده است.

باطل از جنس تاریکی است و تاریکی از جنس عدم است ، پوچی و عدم نور، می شود ظلمت و تاریکی ، هیچ انسانی از پوچی و تاریکی لذت نمی برد جهنم نمود باطل و هیچ است که این خیلی مطلب مهمی است که باید جداگانه بحث شود.

تحقیق یعنی به حق رسیدن- هر کس در سطح فکر و شعور خود و درک خود و لیاقت خود می خواهد به حق برسد که نکند باطل را به جای حق انتخاب کند لذا آن انسانهایی که معنای حق و باطل را خوب فهمیده اند وحشت دارند که مبادا از روی خیال و وهم انتخاب کنند برای چیزی که واقعیت ندارد واقعیتی قرار دهند بهترین دوره عمر خود که همان جوانی است در راه پوچ و باطل فانی کنند از این مطلب خیلی نگران هستند تحقیق عبارت است از اینکه انسان فعالیت می کند که به حق برسد و و باطل را به عنوان حق انتخاب نکند تحقیق نوعی فخر فروشی نیست ، کتاب خواندم و یا خیلی مطالعه کردم و این کتاب را نوشتم این خود باطل است برای چیز پوچ دلخوشی کند این فریب خودم است اینکه من رفتم و یک جزوه کوچک را مطالعه کردم و عمل کردم و به حق رسیدم بهتراز این است که یک کتاب پانصد صفحه ای جمع آوری کنم و هیچ چیزاز آن عایدم نشود.

خداوند انشاء الله توفیق تشخیص حق از باطل که به واسطه ی نور فرقان است رابه ما عنایت فرماید.





نظام تمدن نوین اسلامی