آن چه پیش‌رو دارید گزیده‌ای از سخنان حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی (دامت‌بركاته) در دفتر مقام معظم رهبری در قم است كه در تاریخ 13/07/90 ایراد فرموده‌اند. باشد تا این رهنمودها بر بصیرت ما بیافزاید و چراغ فروزان راه هدایت و سعادت ما قرار گیرد.


اگر پرسیده شود که ارزش انسان به چیست؟ آیا ارزش او به این است که آزمایش شود؟ می‌گوییم:‌ امتحان اصالت ندارد بلکه وسیله‌ای برای انتخاب أحسن است. پس ارزش مقدمی دارد و زمینه‌ساز پرواز ماست. لذا ارزش واقعی ما آن مقامی است که باید به آن برسیم و ارزش بالفعل ما آن چیزی است که کسب کرده‌ایم.


 گاهی هم ممکن است انسان ارزش‌های اولیه‌ را هم از دست بدهد و تنزل کند. در این صورت از کسانی است که در قیامت می‌گوید: «یَا لَیْتَنِی كُنتُ تُرَابًا؛12 کاش اصلا آدم نبودم و خاک بودم.» این آه و حسرت از این‌رو است که استعداد‌های خدادای خود را نابود کرده و دیگر فرصت جبران ندارد. کسی که دانه الماسی دارد ولی ارزش آن را نمی‌داند شیادان به راحتی می‌توانند او را فریب دهند و به بهای ناچیزی الماس او را از دستش بگیرند. ارزش ما را تنها خدا می‌داند و ما به قول او اعتماد می‌کنیم که می‌فرماید: كانَ ذلِكَ عِنْدَ اللَّهِ فَوْزاً عَظیماً؛13 این‌که ما خودمان را به چه قیمتی می‌فروشیم بستگی به راهی دارد که انتخاب می‌کنیم. کسانی هستند که به توفیق الهی از زمانی که به تکلیف می‌رسند همه چیزشان را با خدا معامله می‌کنند. مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت رضوان‌الله‌علیه می‌فرمودند: وقتی در نجف درس می‌خواندیم شخص بلندقامتی را می‌دیدیم که به حرم مشرف می‌شد و بسیار با وقار راه می‌رفت. در عین حال من احساس می‌کردم که سر دیگری دارد که پایین افتاده است. بعدها فهمیدم که ایشان از خانواده قاجار بوده و در عراق ماموریتی داشته ولی استعفا می‌دهد و مجاور می‌شود. او موقع وفات، مرحوم آیات عظام آقایان خویی و میلانی را به منزلش دعوت می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد که در هنگام وفات بالای سرش باشند. او در حضور این بزرگواران می‌گوید: «خدایا! تو شاهدی از آن وقتی که به تکلیف رسیدم تا به حال یک بار هم عامداً عالماً گناه نکرده‌ام!» آیت‌الله بهجت می‌فرمودند: ما باید از خودمان خجالت بکشیم؛ ما که به اصطلاح اهل علم و نوکر امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه هستیم چه قدر گناه می‌کنیم، اما یک انسان عادی که در سلک اهل علم هم نبود در حضور دو مرجع تقلیدی چون آیت‌الله میلانی و آیت‌الله‌ خویی در حالت احتضار آن جمله را می‌گوید.

 این بحث‌ها برای این است که بدانیم خدای متعال در انسان چه استعدادی آفریده است اما ما قدر خودمان را نمی‌دانیم و عمرمان را به هواهای نفسانی و وساوس شیطانی می‌گذرانیم. کسانی سود بردند که فهمیدند وجودشان چقدر می‌ارزد و این وجود را تنها با خدا معامله کردند. شهدا بودند که قدر خودشان را دانستند و جان و مالشان را به خدا فروختند و آن رحمت خاص الهی را دریافت کردند (إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ).14

 پروردگارا! تو را به مقام شهدای عزیزمان قسم می‌دهیم که ذره‌ای از مقاماتی که به دوستان خودت و به شهدایی که آن‌ها را پذیرفتی مرحمت کردی به همه ما عنایت بفرما.


12 . نبأ، 40.
13 . فتح، 5.

14 . توبه، 111.




نظام تمدن نوین اسلامی