تبلیغات
بصیرت آخرالزمانی

میزگرد فلسفه‌شناسی (6)/ ارزیابی حال و آیندة فلسفه اسلامی/ با حضور آیت ‌الله محمدتقی مصباح یزدی، استاد غلامرضا فیّاضی، و دكتر غلامرضا اعوانی

میزگرد فلسفه‌شناسی (6)

ارزیابی حال و آینده فلسفه اسلامی

با حضور آیت‌الله مصباح، حجت‌الاسلام غلامرضا فیاضی و دكتر غلامرضا اعوانی

چكیده

فلسفه اسلامی حاصل تلاش فیلسوفانی است كه با بهره‌گیری از مكاتب فلسفی قدیم و با الهام از تعالیم معارف كتاب و سنت پی‌ریزی شده است. این فلسفه به دلیل اینكه میراث چند قوم بوده و حاصل نقادی افكار دیگران و الهام گرفته از وحی الهی است، بر سایر فلسفه‌هایی كه محصول فكر بشرند، برتری دارد. برخورداری از نظام واحد، هماهنگ، منسجم و ابتنای بر مبانی یقین، جازم و مساوق با حكمت، از نقاط قوت فلسفه اسلامی به شمار می‌رود.

افراط و تفریطی كه اندیشه‌وران فیلسوف در این علم مرتكب شدند، سوءتفاهم‌های ناشی از تشابه اصطلاحات فلسفی، پذیرش تعبدی فلسفه توسط عده‌ای، از جمله نقاط ضعف فلسفه محسوب می‌شود.

عوامل ركود فلسفه اسلامی عبارتند از: عدم تفاهم طرفداران فلسفه با یكدیگر، تعصباتی كه بین قطب‌های فلسفی وجود دارد و محدود شدن كرسی تدریس فلسفه در حوزه قم.

راه‌های رشد و تعالی فلسفه را باید در طرح مباحث تطبیقی، پاسخ مستدل به شبهات مخالفان فلسفه، گفت‌وگو مسالمت‌آمیز با خودی‌های مخالف فلسفه جستجو كرد.

برای نظریه‌پردازی در فلسفه، مانند هر علم دیگری، پیش‌نیازهایی وجود دارد؛ صِرف تخصص در یك رشته كافی نیست. نظریه‌پردازی مستلزم آشنایی وسیع با حوزه‌ای است كه انسان می‌خواهد در آن نظریه‌پردازی كند. برای نظریه‌پردازی تحلیل و نقد باید توامان باشد.

كلید واژه‌ها

علم الهیات، حكمت الهی، حكمت ذوقی، نظریه‌پردازی، علوم برهانی، علوم لدنی.

هویت‌شناسی یقین

مرتضی رضائی

چكیده

مهم‌ترین یا دست‌كم یكی از مهم‌ترین پرسش‌های معرفت‌شناسی, امكان یا عدم امكان شناخت یقینی و مطابق با واقع است. این مسئله هم در قلمرو كل معرفت بشری و هم در ساحت معرفت‌های دینی قابل طرح است.

امروزه, شك‌گرایی نوین, فراورده‌هایی را تولید می‌كند كه نفی شناخت یقینی، عنصر جدا ناشدنی آن است. این تولیدات نرم‌افزاری, به‌ویژه در ساحت‌هایی چون فلسفه دین, فلسفه سیاست, فلسفه اخلاق, كلام جدید, هرمنوتیك و تفسیر متون, و... ظهور داشته, و از نشانه‌های آن نسبی بودن و تغییرپذیری است.

یكی از تلاش‌های لازم برای ارزیابی اساسی این دسته نظریات, رفتن به سراغ ریشه‌ها و پیش‌فرض‌های اصلی آن‌ها است كه به نظر می‌رسد نفی یقین و شناخت مطابق با واقع, یكی از این پیش‌فرض‌ها ست. مدعیاتی چون: غیرقابل اثبات بودن وجود خدا, شخصی بودن دین, انكار هر گونه گزاره ثابت و مطلق در دین, نسبی بودن و تغییر پذیری ارزش‌ها (اعم از حقوقی و اخلاقی), زمانمند بودن احكام اسلام, پلورالیسم دینی و معرفتی, وجود و رسمیت قرائت‌های مختلف از دین, و... از جمله اموری هستند كه عنصر نفی شناخت یقینی را از اصول موضوعه آنهاست.

در این نوشته تلاش شده با نشان دادن امكان یقین و تبیین راه‌های نیل به آن، گامی هرچند كوچك در جهت نفی شك‌گرایی و اثبات بی‌پایگی آن برداشته شود. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

كلید واژه‌ها

شناخت یقینی، امكان یقین, شك‌گرایی نوین، شناخت صادق، شناخت كاذب

استنتاج معطوف به بهترین تبیین و توجیه

گزاره‌های مربوط به عالم خارج

رحمت الله رضایی

چکیده

استنتاج فرضیه‌‌ای، نوعی استدلال است که چارلز سندرس پیرس در کنار دو نوع استنتاج دیگر ـ یعنی قیاس و استقراء ـ مطرح كرده است و پس از او، كسانی چون گلبرت هارمن آن را بسط و توسعه داده‌اند. ایدة اصلی آن این است که ملاحظات تبیینی می‌توانند ما را به استنتاج نتیجه‌ای راه نمایند که پیش از آن به صورت فرضیه قابل طرح بوده و در صورت صحت این نتیجه، شواهد و قرائن نیز بهتر تبیین می‌گردند. امروزه بسیاری كسان در قلمرو‌های گوناگون آن را به کار می‌برند كه از آن جمله در معرفت‌شناسی و توجیه گزاره‌های مربوط به عالم خارج است.

معرفت‌شناسان، دربارة عالم خارج با سه مسئله بنیادی روبه‌رویند که عبارتند از: وجود عالم خارج، معرفت ما به آن و معیار ارزیابی معرفت. برخی فیلسوفان اخیراً برای حل این مسائل به شیوه‌ای متوسل شده‌اند که معروف به «استنتاج معطوف به بهترین تبیین» است و این شیوه را شکلی از استنتاج فرضیه‌ای دانسته‌اند. امّا این شیوه جدید استنتاج نیز با سه پرسش بنیادی مواجه است: توصیف، تبیین و توجیه. مشکل اول به چیستی هویت آن باز می‌گردد، مشکل دوم علل برتری آن را ـ که در عنوان فوق مأخوذ است ـ بیان می‌دارد و مشکل سوم، به دلایل اثبات و توجیه آن ارتباط پیدا می‌کند.

نویسنده با نگاهی به تفاسیر مختلف این شیوه از استنتاج، بر آن است تا پاسخی به پرسش‌های فوق بیابد و در ادامه به نحوی رویکرد علّی تبیین را تقویت كند و از این رهگذر، کارآمدی آن را در توجیه گزاره‌های مربوط به عالم خارج مورد ارزیابی قرار دهد.

کلید واژه‌ها:

استنتاج فرضیه‌ای، استنتاج معطوف به بهترین تبیین، توجیه، مسئله معیار، انسجام‌گرایی، نسبیت‌گرایی، علیت، برهان.

 

ملازمت اصالت وجود با وجوب ذاتى آن

حسین عشاقی اصفهانی

چكیده

اصالت وجود در دیدگاه صدرالمتألهین با وجوب ذاتى آن ملازم نیست؛ زیرا اصالت وجود به معناى موجود بودن وجود است بدون واسطه در عروض، و وجوب ذاتى وجود به معنای موجود بودن وجود است بدون واسطه در ثبوت. بنابراین پذیرفتن اولی به معناى قبول دومى نیست. اما در دیدگاه قیصرى اصالت وجود با وجوب ذاتى آن ملازم است؛ زیرا در حمل «موجود» بر چیزی، نفى واسطه در عروض با نفى واسطه در ثبوت ملازم است. بنابراین از آنجا كه وجود در اتصاف به هستى به واسطه در عروض نیاز ندارد، نمى تواند به واسطه در ثبوت یا علت هستى‌بخش نیازمند باشد‌. در داورى میان دو دیدگاه، نگارنده بر اساس براهینی، دیدگاه عرفا ر ترجیح داده است.

كلید واژه ها: اصالت وجود، وجوب ذاتی، واسطه در ثبوت، واسطه در عروض، صدرالمتألهین، قیصری، سهروردی

اصالت وجود سازگار با كثرت تشكیكی

عسكری‌سلیمانی‌امیری

چكیده

اصالت وجود یكی از مباحث مهم فلسفی است كه از زمان صدرالمتألهین به‌جد در كتب فلسفی مطرح شده است. می‌توان گفت این اصل ستون فقرات حكمت متعالیه را تشكیل می‌دهد، و دیگر اصول حكمت متعالیه از آن نشئت می‌گیرند. بحثی كه در پیش‌روی داریم، لازمه اصالت وجود از نظر وجوب وجود و وحدت آن است. آیا با پذیرش اصالت وجود باید به وجوب وجود و وحدت شخصی آن بدون هرگونه شائبة كثرتی ملتزم شد؟ از نظر صدرالمتألهین اصالت وجود به‌تنهایی نافی امكان و كثرت وجودی نیست. اما در مقابل، ادعا شده كه اصالت وجود با وجوب وجود ملازم است و لازمه آن این است كه كثرت از امور مجازی است.

كلیدواژه‌ها: اصالت وجود، وحدت شخصی وجود، كثرت تشكیكی وجود، وجوب وجود، مواد ثلاث، وجوب، امكان و امتناع.

مروری بر تعریف و جایگاه زیرساخت‌های معرفت بشری: محسوسات و وجدانیات

محمد حسین‌زاده

چكیده

وجدانیات، كه معمولاًًً قسمی از محسوسات یا مشاهدات به شمار آمده‌اند، در معرفت‌شناسی نقشی اساسی دارند. در باب محسوسات و وجدانیات، مباحث بسیاری می‌توان طرح كرد. این نوشتار صرفاً به تعریف محسوسات و وجدانیات و جایگاه وجدانیات در برابر محسوسات می‌پردازد. در تاریخ منطق و فلسفه، برای محسوسات و وجدانیات تعریف رایجی می‌توان یافت. این تعریف، به رغم شهرت آن، با مشكلات بسیاری روبه روست. تعریف محقق طوسی نیز مدافعانی دارد، و شماری از متفكران آن را از وی اقتباس كرده‌اند. باید اذعان داشت كه این تعریف پاره‌ای از مشكلات را مرتفع می‌سازد، اما خود نیازمند اصلاح است.

به نظر می‌رسد منشأ لزوم تجدید نظر در هر دو تعریف این است كه علم انسان به احوال، قوا، و انفعالات نفسانی خود، همچون علم او به ذات و افعالش، حضوری است. از این روی، از منظر ما گزاره‌های وجدانی یا وجدانیات صرفاً گزاره‌هایی‌اند كه از علوم حضوری حكایت می‌كنند. اما محسوسات گزاره‌هایی هستند كه عقل از راه حواسی ظاهری یا باطنی، نظیر حس مشترك، واهمه و متصرفه، بر مفاد آنها صحه می‌گذارد. بر این اساس، از آنجا كه میان محسوسات و وجدانیات تمایزی اساسی وجود دارد، وجدانیات را باید از محسوسات جدا ساخت و قسیم آنها قرار داد. وجدانیات گزاره‌هایی واقعاً بدیهی بوده، و فراتر از محسوسات‌اند، و بلكه معتبرترین معرفت‌های حصولی به شمار می‌آیند.

كلیدواژه‌ها

محسوسات ظاهری، محسوسات باطنی، وجدانیات، گزاره‌های حاكی از علوم حضوری، حواس باطنی.

بررسى و تبیین برهان گودل

حسن عبدی

چکیده

«برهان گودل» چیست؟ این برهان چگونه نظریة مبناگروى در باب توجیه را به چالش مى‌گیرد؟ و آیا برهان گودل از عهدة نقد مبناگروى بر می‌آید یا نه؟ این سه پرسش‌هایی هستند که نوشتارحاضر در پى پاسخ‌گفتن به آنهاست. در مقدمه، نکات مقدماتى در باب تعریف رایج معرفت، مسئلة توجیه و نظریة مبناگروى را از نظر خواهید گذراند. بدنة اصلى مقاله تحت عنوان «مطالب» به سه بخش تقسیم شده که هر بخشى عهده‌دار پاسخ‌گویى به یکى از پرسش‌هاى سه‌گانه است. در بخش اول وجه مشترک میان همة تقریرهاى مبناگروى بیان شده است. در بخش دوم، طی دوازده مرحله برهان گودل تبیین شده، و سرانجام در بخش سوم، چهار پاسخ به برهان گودل مطرح گردیده است. در بخش نتیجه‌گیرى نیز خلاصه‌اى از نتایج مقاله ارائه شده است.

کلید واژه‌ها: توجیه، مبناگروى، برهان گودل، قضیة عدم تمامیت.


منبع:nashriyat.ir


نظام تمدن نوین اسلامی